X
تبلیغات
نماشا
رایتل

آسیمه سر

1393/04/29 06:15 نویسنده: mitra چاپ


زینگونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست وز جانان شکیب نیست

گمگشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست



آسیمه سر رسیدی
از غربت بیابان

دلخسته دیدمت در
آوار خیس باران

وا مانده در تبی گنگ
ناگه به من رسیدی

من خود شکسته از خود
در فصل نا امیدی


در برکهء دو چشمت
نه گریه و نه خنده

گم کرده راه شب را
سرگشته چون پرنده

من ره به خلوت عشق
هر گز نبرده بودم

پیدا نمیشدی تو
شاید که مرده بودم
پیدا نمیشدی تو
شاید که مرده بودم

من با تو خو گرفتم
از خنده ات شکفتم

چشم تو شاعرم بود
تا این ترانه گفتم

در خلوت سرایم
یک باره پر کشیدی

آن گاه ای پرنده
بار دگر پریدی

در خلوت سرایم
یک باره پر کشیدی

آن گاه ای پرنده
بار دگر پریدی

نظرات (1)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
علی
اولین وبلاگ معایب و مشکلات تحصیل در خارج از کشور

www.tahsiil.blogfa.com
امتیاز: 0 0