X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

رفتنت... سخت بود ،

1393/04/28 14:48 نویسنده: mitra چاپ
نمی دانم تا کدامین لحظه باید لباس شقایق داغدار به تن داشته باشم... حالا که نیستی انگار این زخم ها همیشه باید سرباز بمانند... تو رفتی و من ماندم با دنیایی که آمدی و ساختی و رفتنت فقط خاکستر هایی از آن به جا گذاشت ، نمی دانم تا کی باید در این خاکستر های یادگاری کنکاش کنم برای ثانیه هایی که کنارم بودی ..... امروز که برایت می نویسم می دانم هرگز باز نمی گردی ، می دانم دیدنم را به قیامت موکول کردی ، رفتنت... سخت بود ،
نظرات (1)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
احمد-ا
باید به باور آیی که هیچ چیز از بین رفتی نیست ...
همچنان که هیچ چیز برای ما موندنی نیست ...
در گذشته نباش...
فردا را آرزو ممکن ...
امروز را از دست نده ...
اونی که میخوای باش که :
دیروز گذشت ...
فردا معلوم نیست که باشی ...
امتیاز: 0 0