X
تبلیغات
رایتل

منم و دلی که دانم,,,

1391/01/16 02:45 نویسنده: mitra چاپ

نظرات (2)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
سیدعطاالله(سیدآرش) فیروزی http://www.firoozadmard.blogfa.com
سلام
خوب مرض داشتی که رفتی آلمان که حالا دلت بگیره!!! پس پاشو برگرد بیا که اینجا ما همه منتظرتیم البته من در وبلاگم خیلی بیشتر منتظرتم تا ببینم از آلمان واسه ما چی آوردی
امتیاز: 0 0

زندگی هیچ نبود،

و به آسانی یک گریه گذشت.

کودکی را دیدم که دلش غمگین بود و بدنبال عروسک می گشت.

تا که در رویاها

همه دار و ندارش،

قلک بی اعتبارش و دل خسته و زارش

همه را بی منت، به عروسک بخشد

غافل از آینده.

***

زندگی فلسفه ای بیش نبود

که در آن بیزاری، رهنمای همه یاران شده بود

و محبت، افسوس.

من خودم را دیدم، آن زمانی که دلم سوخته بود

و تو را می دیدم، بی خبر از من و غمهای دلم

و تو آن عصیانگر،

که نماد همه خوبان شده بود!!

و سخن از غم یاران می گفت

واپسین لحظه دیدار عجیب

خود نصیحت گوی، من دیوانه شدی

و سخن از رفتن،

سخن از بی مهری!!

تو که خود می گفتی

خسته از هرچه نصیحت شده ای.

***

حیف از بازی ایام،

دریغ از تکرار
امتیاز: 0 0