
باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من
ازمن به من نزدیکتر تو
ازتو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهاییت را
تا یک دلو یک درد داری
تا در عبور از کوچه ی عشق
بر دوش هم سر می گذاری
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهاییت را
هر جای این دنیا که باشی
من با توام تنهای تنها
من با توام هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز
با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبه ی دل
باور نکن تنهاییت را
من با توام منزل به منزل
اگر مثل آدم خداحافظی کنی، غصه میخوری ولی خیالت راحت است!
اما جدایی بدون خداحافظی بد است، خیلی بد...
یک دیدار ناتمام است؛ ذهن ناچار میشود هی به عقب برگردد
و درست یک ذره مانده به آخر متوقف بشود. . .
انگار بروی به سینما و آخر فیلم را ندیده برق برود
یا گوشه ای از آنجا آتش بگیرد، یا هزار و یک اتفاق دیگر بیفتد
و اتفاق اصلی، که همان آخر فیلم یا خداحافظی است، نیفتد. . . !!