دلتنگی های میترا در آلمان
دلتنگی های میترا در آلمان

دلتنگی های میترا در آلمان

دلم گرفته است

یادم نمی رود .


چه آرام...آمدی...چند صباحی بودی....رفتی....
و حالا انگار که هیچ وقت نیامده بودی اصلاً....
می بینی چه عجیب صرف می شوند این افعال لعنتی؟!
یادم نمی رود .
 بی رحمانه رفتی..
من مانده ام با یک عالمه نبودن های تو...

روزی خواهم رفت


[مــــــــــن]
روزی خواهم رفت
و دیگر هرگز باز نخواهم گشت،
روزی خواهم خفت
و دیگر هرگز بر نخواهم خواست ،
روزی چشمــــــانم
برای همیشه بسته خواهند شد،
روزی مى آید
که دیگر وجود نخواهم داشت،
روزی همه مرا فراموش خواهند کرد،روزی
شــــــــایـد
دلــــى برایم تنگ شود.،
هیچکس نمیداند آن روز کِى خواهد آمد;شاید سال ها بعد ، شاید هم یک سال،یک ماه ، یک هفته ،
اصلا شاید فردا
و یا شاید هم امروز ..
[ مــــرا ببخـــــش ]
اگر حتی [ لحظه ای ] از زندگیت را به کامت تلخ کردم ..

به همیـن سادگی



یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛


دوستـش داشتـم , دوستـم داشت


دوستـش دارم ,


مانـــــده ام , رفتـــــه


... هستـــــم , ولــــی او نیـــست


به همیـن سادگی

به همیـن سادگی ...
Foto: ‎خیالـت راحـت باشـد , چیــزی نشـده


یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛


دوستـش داشتـم , دوستـم داشت


دوستـش دارم , دیگـر دوستــم نـدارد


مانـــــده ام , رفتـــــه


... هستـــــم , ولــــی او نیـــست


به همیـن سادگی ...‎

دلتنگی

گلوی آدمی را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه
جا باز شود!!!
دلتنگیهایی که جایشان نه در دل...که در گلوی آدم است!!
دلتنگی هاییکه میتوانند آدم را خفه کنند!
Foto: ‎آرزویم این است
تو به باور برسی
که درین کنج هیاهوی زمان
یک نفر میخواهد
تو سلامت باشی ...... و بخندی همه عمر
F.S‎

دلم هوایت را کرده


بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم

باور نمیکنم اینک بی توام

کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی

تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم

در حسرت چشمهایت هستم ،چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده

. عمیق ترین درد


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند، و تو از او رسم محبت بیاموزی . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه گذاشتن سدی در برابر رودیست که از چشمانت جاریست. عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه پنهان کردن قلبی ست که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .

یڪـــ روز خیلی‌ بد


یڪـــ روز خیلی‌ بد

رفتنم رآ ، برآے هَمیشـﮧ ، بآوَر خواهی ڪــــَرد

نآ اُمید خواهی شـ ــُد

وَ مـَن بــــَرآیـــَت چیزی خوآهم شُـ ـــد

مثل ِ یڪـــ خآطره ے دور

تلخ و شیرین وَلے‌ دور ... خیلے‌ دور

Foto: ‎گاهی اوقات یکسری اتفاقاتی تو زندگیت می افتد که اصلا انتظارش نداری.

گاهی اوقات دلت واسه کسی می لرزه که اون آرزوی مرگت داره.

گاهی اوقات تمام تلاشت می کنی تا فقط یک لحظه ببینیش اما برات پیغام میده

حاضر نیست حتی صدات رو گوش بده.

و این دل تو که باید گاهی اوقات فراموشش کنه

و بری  . . .

می دونم نمی شه اما به خودت دروغ بگو که می تونی.‎

خارج قسمت تویی


هر چه را جمع میبندم

تو هستی

هر چیزی را که منها میکنم

تو جواب درست آنی

ضرب کردم

بازم تویی

در تقسیم اما خارج قسمت تویی

و

باقی مانده

من

حالا مفهوم کاربرد ریاضی را در زندگی درک میکنم
Foto: ‎هر چه را جمع میبندم

تو هستی

هر چیزی را که منها میکنم

تو جواب درست آنی

ضرب کردم

بازم تویی

در تقسیم اما خارج قسمت تویی

و

باقی مانده

من

حالا مفهوم کاربرد ریاضی را در زندگی درک میکنم‎