دلتنگی های میترا در آلمان
دلتنگی های میترا در آلمان

دلتنگی های میترا در آلمان

دلم گرفته است

دوری

اون که گفته
دوری و دوستی
یا طعم دوستی نچشیده
یا درد دوری نکشیده .....!

بی تو

اینجا مهم نیست کجاست


بی تو همه جا دور دست است

حس دلتنگی

خدایا ...

همه از تو می خواهند "بدهی"

من از تو می خواهم "بگیری"

خدایا این همه حس دلتنگی را از من بگیر.

فاصله

پرسید کدام راه نزدیکتراست؟ گفتم به کجا؟
گفت به خلوتگه دوست
گفتم که مگر فاصله ایی میبینی بین دل و آنکس که دلم منزل اوست؟

نیستی


سرما که تنها برای زمستان نیست ،
تو که نیستی
دلم گرم ِ هیچ صحبتی نمی شود ...

دلـتنگ

‫دلتنگ که باشی، آدم دیگری می شوی.

خشن تر.. عصبی تر.. کلافه تر و تلخ تر

و جالبتر اینکه، با اطرافیان هم کاری نداری

همه اش را نگه میداری و دقیقا سر کسی خالی میکنی، که دلـتنگ اش هستی …

اتفاق

حس مجهولی ست این دلتنگی... قشنگترین اتفاق بد دنیا..

و هنوز


دیگر گذشت آن زمانی که فقط یک بار از دنیا می رفتی ؛
حالا یک بار از شهر میروی ...
یک بار از دیار می روی ...
یک بار از یاد می روی ...
یک بار از دل می روی ...
یکبار از دست می روی ...
و هنوز از دنیا نرفته ای