دلتنگی های میترا در آلمان
دلتنگی های میترا در آلمان

دلتنگی های میترا در آلمان

دلم گرفته است

رَفتــَن



رَفتــَن کهِ کاری نَدارد ...
دل میخوآهـــــد و راه ...
( ؟؟ (
راه را نِشانَم نده ...
دلَش را نَدارَم لَعنتی ...!!

چه انتظار بیخودی


خدایا رَسم روزگار را میبینی ؟؟؟
این آدم گِلی هایی که ساخته ای با اندکی روح که در آنها دمیده ای دیگر تو را به خدایی نمی ستایند !!!
خودمانیم از خاک........... چه انتظار بیخودی داشتی !!!
میدانم بازی خطرناکیست اما.....!

این بار با احتیاط با آنهایی که از آتش ساخته ای بازی کن شاید اتفاق دیگری افتاد..


من هنوز به فرشته هایت امید دارم !!!