-
آدمی زاده دیگه ۲
1392/03/10 21:46
-
آدمیزاده دیگه
1392/03/10 21:41
-
بترسید
1392/03/09 15:40
-
سکوت
1392/03/09 15:02
-
وای بر من چه سخت میگذرد
1392/03/09 14:37
-
بیحوصله
1392/03/09 14:33
-
بازی
1392/03/09 14:30
-
یه زن
1392/03/09 02:10
-
نسلی که سوخت
1392/03/09 02:07
-
آخرش فقط سر تکون میدیم
1392/03/09 01:47
-
منت نمیکشم
1392/03/09 01:39
-
اینجوری یه
1392/03/09 01:37
-
خیلی
1392/03/09 01:34
-
قلب برای همین است دیگر؛ مگر نه؟
1392/03/09 01:24
من قلب کوچولویی دارم؛ خیلی کوچولو؛ خیلی خیلی کوچولو. مادربزرگم میگوید: قلب آدم نباید خالی بماند. اگر خالی بماند،مثل گلدان خالی زشت است و آدم را اذیت میکند. برای همین هم، مدتی ست دارم فکر میکنم این قلب کوچولو را به چه کسی باید بدهم؛ یعنی، راستش، چطور بگویم؟ دلم میخواهد تمام تمام این قلب کوچولو را مثل یک خانه قشنگ...
-
دل سوخته را بگو چه کنیم؟
1392/03/09 01:10
-
تا میتوان باید دور شد
1392/03/08 00:22
-
بدون عشق
1392/03/08 00:04
-
چی خریدیم؟؟
1392/03/08 00:01
-
بعد از تو
1392/03/07 23:49
-
عصر جمعه
1392/03/07 23:46
-
für dich sterben
1392/03/05 05:09
Ein Mädchen fragte einen Jungen: "Magst du mich?" - Er sagte nein. "Findest du mich hübsch?" - Er sagte nein. "Bin ich in deinem Herz?" - Er sagte nein. Als letztes fragte sie: "Wenn ich weg gehen würde würdest du für mich weinen?" Er sagte wieder nein. Sie ging traurig davon....
-
چند یاد چمن و حسرت پرواز کنم
1392/03/05 03:35
چند یاد چمن و حسرت پرواز کنم بشکنم این قفس و بال و پری باز کنم بس بهار آمد و پروانه و گل مست شدند من هنوز آرزوی فرصت پرواز کنم خار حسرت زندم زخمه به تار دل ریش چون هوای گل و مرغان هم آواز کنم بلبلم ، لیک چو گل عهد ببندد با زاغ من دگر با چه دلی لب به سخن باز کنم سرم ای ماه به دامان نوازش بگذار تا در آغوش تو سوز غزلی...
-
تو بازی کلاغ پر
1392/03/05 02:57
اون ور این شب کلک، من و ترانه تک به تک خونه می ساختیم توی باد، دریا می ریختیم تو الک مسافرای کاغذی رد شده بودن از غبار تو قصه باقی مونده بود شیهه اسب بی سوار گفته بودن صد تا کلید برای ما جا میذارن مزرعه های گندمو برای فردا میذارن فردا رسید و خوشه ای تو دست ما باقی نموند سقف ستاره ها شکست، رو سرمون طاقی نموند تو سفره...
-
وقتی نبودم
1392/03/05 02:54
-
هوس سفر
1392/03/05 02:46
-
دَرد دارِه
1392/03/03 20:34
دَرد دارِه “اِمــروز” حــَرفــی بــَرایِ گـُـفــتــَن نــَداشــتـِـه بــاشــی بــا کــَســی کـِـه “دیــروز” تــَمام حــَرف هــایَــت را فـَـقـَـط بـِـه او مــی گـُـفــتـی . .
-
دیگه نیست
1392/03/03 20:33
-
آدم بود
1392/03/03 20:31
-
پس بازم باید رفت
1392/03/03 20:23
-
بخشیدن
1392/03/03 20:20