دلتنگی های میترا در آلمان
دلتنگی های میترا در آلمان

دلتنگی های میترا در آلمان

دلم گرفته است

و چه خوب!

‫باغبانی پیرم
که بغیر از گلها، از همه دلگیرم

کوله ام غرق غم است... آدم خوب کم است

عده ای بی خبرند
عده ای کور و کرند
عده ای هم پکرند
دلم از این همه بد می گیرد
و چه خوب! آدمی می میرد

ورق نیاد


وقتی ورق نیاد واست

هیچی نیستی !

حتی اگه خیلی ها رو بازی کردنت قسم بخورن . . .

تـــدبـیـر مـن



حـآلـآ مـن هـزآر بـآر ِ دیــ ـــگـر هـم " یآ مـُـقـَـلـِـب الـقــُـلــوب ِ و الـاَبـصـآر " بــخوآنــم


وقـتـی تـــدبـیـر مـن ، لـیـل و نـهـآر رآ بـی تـو گـــُــــذرآنـدن سـت ...


هـیـــــچ ســــآلی نـــُـ ــــو نــَــخـوآهـد شــد .


معرفت


معرفت جاه و مقام نیست به هر کس ندهند,,, معرفت راه و مرامیست که به هرکس ندهند ,,معرفت عشق خدائیست به هر نفس ندهند,,, معرفت بذر نشکفته عشقیست به نا رس ندهند


معرفت درّ گرانیست به هر کس ندهند


پرّ طاووس گران است به کرکس ندهند

قسم



قسم به عشقمون قسم
همش برات دلواپسم
قرار نبود اینجوری شه
یهو بشی همه کسم



راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری
چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری
نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم
تو دریا باش و من جویبار عشقو در تو جاری

من از پروانه بودن ها
من از دیوانه بودن ها
من از بازی یک شعلهٔ سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمی ترسم

من از هیچ بودن ها
از عشق نداشتن ها
از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

من از عمق رفاقت ها
من از لطف صداقت ها
من از بازی نور در سینهٔ بی قلب ظلمت ها نمی ترسم

من از حرف جدایی ها
مرگ آشنایی ها
من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

جز تو ...




جز تو
کی می تونه عزیز من باشه
کی می تونه تو قلب من جا شه
مگه میشه مثل تو پیداشه
همه چیزم؛ وای عزیزم

جز من
کی واسه دیدن تو حریصه
اسم تو رو قلبش مینویسه
گونه هاش از ندیدنت خیسه
همه چیزم؛ وای عزیزم

تو نباشی بی قرارم
بد می بینم بد میارم

بی تو، من حس ندارم
سر به زیرم گوشه گیرم
کاش بمیرم

واسه ما دو تا
کی بهتر از ما
از همین امروز
تا آخر دنیا

واسه ما دو تا
کی بهتر از ما
از همین امروز
تا آخر دنیا

که همینه زندگی


میگن اینجا جای من نیست / اما راهمو میدونم / اگرم از پا بیفتم / آخرش رو پا میمونم / جای تردیدی نمونده / منم و یه دنیا جاده / میرم و برنمیگردم / با همین پای پیاده / آخه بازنده که پیروز نمیشه,,میدونم باید تا آخرش برم / همه ی برنده ها مثل همن / من میتونم این نبردو ببرم / وقتی هیچ کس منو باور نداره / منم و یه سایه ی همیشگی / یاد گرفتم به خودم تکیه کنم / یاد گرفتم که همینه زندگی / از همینجا تا رسیدن / نگو که فاصله دوره / نگو که هرگز نمیشه / نگو که این گره کوره / منو از رویا نترسون / از این باور دیرینه / کسی جز من نمیدونه / که این رویا چه شیرینه / عمریه در حسرت رسیدن برنده هام / عمریه از قفس کوچکم آزادی میخوام / وقتی هیچ کس منو باور نداره / منم و یه سایه ی همیشگی / یاد گرفتم به خودم تکیه کنم / یاد گرفتم که همینه زندگی

بیا سرده ، زمستونه


بیا آغوشتو وا کن / سرد و تاریکه زمستون / حیفه قصه مون تموم شه / منو از خودت نرنجون / کمکم کن تا بتونم / تو رو از خودم بدونم / یه بهونه مهمونم کن / میخوام عاشقت بمونم / بیا آغوشتو وا کن / دلم از غصه داغونه / ببین دستام چه یخ کرده / بیا سرده زمستونه / بیا آغوشتو وا کن / دلم از غصه داغونه / ببین دستام چه یخ کرده / بیا سرده زمستونه / نه خوابیمو نه بیداریم / کجا رفت اون همه احساس / چقدر آسون شکست خوردیم / می دونم اشتباه از ماست / بیا آغوشتو وا کن / دلم از غصه داغونه / ببین دستام چه یخ کرده / بیا سرده ، زمستونه / بیا آغوشتو وا کن / دلم از غصه داغونه / ببین دستام چه یخ کرده / بیا سرده ، زمستونه

89

من و تو هر دو ترسیدیم

اگه می بینی می ترسم / اگه چیزی نمی پرسم / اگه بیهوده پوسیدم / من از ترسِ تو ترسیدم / از این لب بستگی ها و / از این دل خستگی ها و / توی ظهر یه تابستون / از این یخ بستگی ها و / از این تسلیمِ اجباری / به این تقویمِ تکراری / تمومِ عمرو بخشیدم / من از ترسِ تو ترسیدم / چه حرفایی تو دل ها موند / سوالا که نپرسیدیم / دوباره از نگاهِ هم / من و تو هر دو ترسیدیم / بیا و تکیه گاهم شو / از آغازِ همین قصه / آخه چشم و چراغ من / چرا می ترسی هم غصه؟ / مگه هر قطره ی بارون / واسه دریا یه دنیا نیست؟ / تو که باشی منم هستم / دیگه این قطره تنها نیست / توی این جشن بارونی / تو دریایی نمی دونی / یه عمری تو گوشِت خوندن / نمیزاریم ، نمی تونی / چه حرفایی تو دل ها موند / سوالا که نپرسیدیم / دوباره از نگاهِ هم / من و تو هر دو ترسیدیم

یـادِت میرـه !


 بُـزُرگــــ , میشـی یـادِت میرـه ! 


 بُزُرگـ که شُدمـ هیـ ـچ ... , 

 یــادَمَم کـه نَرَفـــت هیـ ـچ ... , 



مُحکمـ ترُ , بزرگـ ترُ ,, ثبتـــ شُد تو سَرَمـ ... ,