دلتنگی های میترا در آلمان
دلتنگی های میترا در آلمان

دلتنگی های میترا در آلمان

دلم گرفته است

جفتک


فرقی نمی کنه که به یه “دو پا” زیادی “جَو” بدین
یا
به یه “چهار پا” زیادی “جُو” بدین …
به هر حال از هر دوشون جفتک می خوری !!!!

برس !


ببین من بریدم به دادم برس  !

ته خط رسیدم به دادم برس  !

گذشتن از "هم"...


پدران ما هرگز جمله عاشقانه ای به مادرانمان نگفتند
شعری از نیما و سهراب برا یشان نخواندند ...
شعر کوچه را از بر نداشتند ...
پس چگونه بود تا همیشه
در کنار هم ماندند و گذشتند از آرزوهایی : ...
که ما نه به آن میرسیم و نه از آن می گذریم
حتی به بهای گذشتن از "هم"...

شب .....


شب از جایی شروع میشه که تو چشماتو میبندی...

ای کاش...


بَرای تو, بَرای چشمهایَت, بَرا مَن, بَرای دَرد هایَم, بَرای ما ,بَرای این هَمه تَنهایی, ای کاش خدا کاری کنَد

تَسکیــن



دیوآنِگــی دَر مَـن بــآلآ زده .. !

نــه سکـــُوت ..

نـه مُوسیقــی ..

وَ نـه حتّــی گیتـــآر ..

هیچ چیـــز و هیـچ چیـــــز

ایـن دیـوآنگـی رآ تَسکیــن نِمـی دَهَـد

جُــز عَطــر تَنـــت لَعنَتــــــی ... !