X
تبلیغات
رایتل

یـــه آدمـایــی

1392/11/12 04:11 نویسنده: mitra چاپ


یـــه آدمـایــی تــو زنــدگـیــت هــسـتـن
کــه نـمـیـدونـی بـایـد بــاهــاشــون چــی کــار کـنـی !
نــه مــی تــونــی بــاهــاشــون تـو رابــطــه جـلـوتـر بــری
نــه مــی تــونــی از زنـدگــیـت حـذفـشـون کـنـی ...
ایـــن آدمـــــــــــا
مـثـل اسـتـخـون لـای زخـــمــن !
هـمـیـشـه تـو پـس زمـیـنـه زنــدگـیـتـــــ بــاقــی مـی مـونـن
انــگار مــی خــوان هــمـــه ی عــُـمـر
بهـــت یــادآوری کـنــن :
"عـــجــب حــمــاقـتــی کـــردی ...

نظرات (3)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
احمد-ا
امتیاز: 0 0
احمد-ا
انسانها خیلی دوست میدارند با دلشان زندگی کنند اما کمتر با دل خودشان و خواسته هایش زندگی کرده اند ؛ همیشه به واقع طوری دیگر و برای دیگری و جور دیگری زیست نموده اند و خود را همچون تصویر ثابت آرشیو وبلاگت فشرده اند .
امتیاز: 0 0
احمد-ا
بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم
انیس جان غم فرسودهٔ بیمار هم باشیم

شب آید شمع هم گردیم و بهر یکدیگر سوزیم
شود چون روز دست و پای هم در کار هم باشیم

دوای هم شفای هم برای هم فدای هم
دل هم جان هم جانان هم دلدار هم باشیم

بهم یکتن شویم و یکدل و یکرنگ و یک پیشه
سری در کار هم آریم و دوش بار هم باشیم

جدائی را نباشد زهرهٔ تا در میان آید
بهم آریم سر بر گرد هم بر گار هم باشیم

حیاه یکدیگر باشیم و بهر یکدیگر میریم
گهی خندان ز هم گه خسته و افکار هم باشیم

بوقت هوشیاری عقل کل گردیم بهر هم
چووقت مستی آید ساغر سرشار هم باشیم

شویم از نغمه سازی عندلیب غم سرای هم
برنگ و بوی یکدیگر شده گلزار هم باشیم

بجمعیت پناه آریم از باد پریشانی
اگر غفلت کند آهنگ ما هشیار هم باشیم

برای دیده‌بانی خواب را بر خویشتن بندیم
ز بهر پاسبانی دیدهٔ بیدار هم باشیم

جمال یکدیگر کردیم و عیب یکدیگر پوشیم
قبا و جبه و پیراهن و دستار هم باشیم

غم هم شادی هم دین هم دنیای هم گردیم
بلای یکدیگر را چاره و ناچار هم باشیم

بلا گردان هم گر دیده گرد یکدیگر گردیم
شده قربان هم از جان و منت دار هم باشیم

یکی گردیم در گفتار و در کردار و در رفتار
زبان و دست و پا یک کرده خدمتکار هم باشیم

نمی‌بینم بجز تو همدمی ای فیض در عالم
بیا دمساز هم گنجینهٔ اسرار هم باشیم
امتیاز: 0 0