X
تبلیغات
رایتل

لحظه دیدار ...

1391/01/14 19:23 نویسنده: mitra چاپ

با توام!

تویی که حرفهایم را می خوانی ،می فهمی

و عشق را در قلبم فرو نشاندی

به من بگو!

دلتنگیت را در کجای دل زمین دفن کنم

تا اینگونه پریشان حال دیدنت نباشم

طوفان غم را چگونه از دریای دلم دور سازم

تا به ساحل آرامش برسم

نمیدانم!

دلم از جدایی بیزار است و طاقتی برایم نمانده ،

سکوتم از هر فریادی سهمگین تر شده

و عشق تو در رگهایم

نسبت به دیروز جاری تر...

دلم نمیخواهد دیگر به انتظار بنشینم

عشق را زنده نگه می دارم ،

و فاصله ها را برای دیدنت در هم می شکنم ،

ندیدن هایت را آویزه گوش زمان می کنم ،

تا به او بفهمانم

که روزگار همیشه اینطور نمی ماند

و آسمان نگاهم

برای باری دیگر ابری نمی شود

چرا که لحظه دیدارت نزدیک خواهد بود!

نظرات (2)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
فرزاد
سلام
حرف دل ما رو مینویسی
امتیاز: 0 0
در دلم روزنه ای از عشق می درخشد
و در انتهای این راه روشن کورسوی تاریکی...
تاریکی تنها...
عشق را گریزی نیست وقتی که با تنهایی می رقصی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
manmnon,man linket kardam