X
تبلیغات
بازی پارس آنلاین

1394/03/15 00:45 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ
آدمهایی که واقعا می روند هیچ وقت چمدان ندارند ...
این داستان کشیدن چمدان از زیر تخت
و پرت کردن لباسها از کمد فقط مال آدمهایست
که دیر یا زود یا بر می گردند و یا با آرزوی برگشتن زندگی می کنند
وگرنه دل بریده بویی از گذشته را هم لایق بردن نمی بیند.
آدمهایی که واقعا می روند
صدا به اندازه داد زدن ندارند ...
این داستان دعواهای بلند و کش دار،منت های بی دنباله فقط مال آدم هایست که بی آنکه بخواهند می روند ،می روند و اگر قول دادن و خوب شدن را بلد باشی زود برمی گردند وگرنه دل بریده قدر کلمه هم ،هم صحبت لایق ندارد.
آدمهایی که واقعا می روند
دنبال خراب کردن چیزهای مانده نیستند ...
جار زدن و رسوایی پیش دیگری فقط مال آدمهاهایست
که هنوز به ماندن خود امید دارند
وگرنه دل بریده بخیل هیچ کجای زندگی کسی نیست ...

یک روز می‌رسد

1394/03/15 00:40 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ

یک روز می‌رسد

که دیگر جایی نیست

تا از خودت به آن فرار کنی
چمدانت را باز می‌کنی

کنار یکی از همین دیوارها

اتراق می‌کنی
کنار یکی از همین رنجهای کهنه

یکی از همین زخمهای قدیمی
می‌نشینی و

پایت را در رودخانه‌ای می‌کنی

که سالهاست از تو گذشته...

رودخانه‌ی بی خانه‌ای

که دیگر هرگز رود نمی‌شود

و رودی که هرگز دیگر تکرار...

تکلیـفـ هـر شـب

1394/03/15 00:34 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ

دلتنگـی تکلیـفـم را مشخـص کـردهـ !

هـر شـب

یـک بغـض از تـو گـریستـن . .

1394/03/15 00:32 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ

بعد از خداحافظی ات
من ،
من نبودم
بم بودم،
بعد از زلزله !

1394/03/15 00:32 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ

کسی چه می داند
در سر حلزون پیری که
ساعت 5 صبح
خودش را
زیر اولین کفش خیابان انداخت،
چه می گذشته است ...

مرا محروم کردی از خودت ، این داغ سنگین بود

1394/03/15 00:31 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ

احساس می کنم کسی که نیست کسی که هست را از پای در می آورد..

1394/03/15 00:23 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ

تا چشم کار میکند ، نـــــــــــیستی ...

1394/03/15 00:21 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ

خود کرده

1394/03/15 00:19 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ
از منست این غم که بر جان من است
دیگر این خود کرده را تدبیر نیست

ممکن نیست

1394/03/15 00:10 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ

عاشق زنی مشو که می‌خواند
که زیاد گوش می‌دهد
زنی که می‌نویسد
عاشق زنی مشو که فرهیخته است
افسونگر، وهم‌آگین، دیوانه
عاشق زنی مشو که می‌اندیشد
که می‌داند که داناست، که توانِ پرواز دارد
به زنی که خود را باور دارد
عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن می‌خندد یا می‌گرید
که قادر است جسمش را به روح بدل کند
و از آن بیشتر عاشق شعر است
(اینان خطرناک‌ترین‌ها هستند)
و یا زنی که می‌تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد
و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد
زنی که از سیاست سر در می آورد
زنی که از بی عدالتی بیزار است
عاشق زنی مشو که بازی های توپی و فوتبال را دوست دارد
زنی که فارغ از ویژگی های صورت و پیکرش، زیباست
عاشق زنی مشو که پُر، مفرح، هشیار، نافرمان و جواب‌ده است
که پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی
چرا که وقتی عاشق زنی از این دست می‌شوی
که با تو بماند یا نه
که عاشق تو باشد یا نه
از این‌گونه زن، بازگشت به عقب ممکن نیست
هرگز

ﺧﺪﺍﯾﺎ!!!!

1394/03/14 21:22 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ

ﺧﺪﺍﯾﺎ!!!!
ﻣﻦ ﻣﯿﮕﺬﺭﻡ،
ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﻧﮕﺬﺭ !
ﺍﺯﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ،
ﺍﯾﻦ ﺑﻐﺾ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﺍﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﺩﺍﺩﻧﺪ!!!

ســهم مـن

1394/03/14 21:18 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ

با تو بودن را تصویر کردم…
بی تو بودن را، تجربه !
این بود ســهم مـن از رویــــا تا واقـعــــــــیــت.


1394/03/14 21:02 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ

چقدر دلتنگ حضورت هستم...کاش تصویرت نفس می کشید...

ﻣُﺮﺩﻩ؟؟؟

1394/03/14 19:56 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ
ﮔﻔﺖ : ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﻭ ﻧﺒﻮﺩ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﺮﺩﻩ !
ﻣُﺮﺩﻩ؟؟؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣُﺮﺩﻥ، ﺯﺑﺎﻥِ ﮔﻔﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻥ !!!

تاوان

1394/03/14 19:53 نویسنده: mitra نظرات: 0 نظر چاپ
باید یاد بگیرم تا وقتی از عشق کسی مطمئن نشده‌ام،
با او خاطره‌ای نسازم.
چرا که تاوان خاطرات جنون است و بس !!